پایگاه خبری و تحلیل بازار

Bazaar News Agency

یکشنبه ۱۷ فروردین ۱۴۰۴
- ۲:۱۹ ق٫ظ
cropped-image-11.png
ایرانبازار سرمایه

سایه سنگین ریسک‌های سیاسی بر بازار سرمایه/صنایع پرپتانسیل بازار کدامند؟

مدیریت دارایی مالی یا سبدگردانی به معنای مدیریت دارایی‌های مالی سرمایه‌گذاران حقیقی یا حقوقی به صورت اختصاصی است. اختصاصی هم به این معناست که برای هر سرمایه‌گذار به صورت اختصاصی یک ترکیب پرتفوی مشخصی طراحی می‌شود و بر اساس نیازسنجی، میزان ریسک و بازدهی مورد انتظار سرمایه‌گذار این ترکیب با تغییرات به‌روز بازار، بازنگری می‌شود. در حقیقت، سبدگردانی نوعی خدمت است که توسط کارگزاری‌ها و شرکت‌های دارنده مجوز از سازمان بورس ارائه می‌شود. در حال حاضر حدود ۱۲۰ شرکت سبدگردان به ارائه خدمات سرمایه‌گذاری به مشتریان مشغول هستند که شرکت سبدگردان اندیشه صبا یکی از آنهاست. برای آگاهی از فعالیت‌های این سبدگردان و بررسی وضعیت شرکت‌های سبدگردان در بازار سرمایه ایران، با هادی قره باغی مدیرعامل شرکت سبدگردان اندیشه صبا گفت‌وگویی انجام دادیم که در ادامه می‌خوانید.

* وضعیت صنعت سبدگردانی در ایران را چگونه ارزیابی می‌کنید؟
در خصوص ارزش سبدهایی که شرکت‌های سبدگردان در اختیار دارند، بر اساس بررسی صورت مالی این شرکت‌ها می‌توان گفت که احتمالاً بین ۲۰ تا ۲۵ هزار میلیارد تومان ارزش سبدهایی است که تحت مدیریت این شرکت‌ها هستند که معادل ۴ دهم درصد از کل ارزش بازار سهام ایران است.
همچنین از ۵۴۰ هزار میلیارد تومان صندوق‌های سرمایه‌گذاری (به جز صندوق‌های بازارگردانی) تحت مدیریت نهادهای مالی، ۶۰ درصد توسط تامین سرمایه‌ها، ۲۳.۵ درصد توسط شرکت‌های سبدگردان، ۵.۵ درصد توسط مشاوره سرمایه‌گذاری‌ها و ۱۱ درصد نیز توسط کارگزاری‌ها مدیریت می‌شود. به عبارت دیگر شرکت‌های سبدگردانی ۱۳۰ هزار میلیارد ریال در قالب صندوق‌های سرمایه‌گذاری و ۲۰ تا ۲۵ هزار میلیارد تومان را در قالب سبدهای اختصاصی مدیریت می‌کنند.
در بهترین حالت از کل ارزش بازار سرمایه که شامل صندوق‌های درآمد ثابت، صندوق‌های سهامی، سبد و سایر صندوق‌هاست ۱.۵ درصد توسط شرکت‌های سبدگردان مدیریت می‌شوند. همانطوری که بررسی شد، سرمایه‌گذاری غیرمستقیم در بازار سرمایه ایران چندان توسعه نیافته مخصوصا در قسمت سبدها، بنابراین علاوه بر اینکه محیط کلی اقتصاد باید پیش‌بینی‌پذیر باشد و از ثبات لازم نیز برخوردار باشیم، ابزارهای قابل ارائه به مشتریان نیز باید تکمیل باشند، یعنی اگر سبدی را برای مشتری ایجاد می‌کنیم باید ابزارهایی داشته باشیم که تا حدودی بتوانند ریسک‌های موجود را پوشش دهند ولی ما در این بخش از محدودیت برخورداریم و در مواجهه با مشتریان خیلی نمی‌توانیم خدمات ارزنده‌ای ارائه دهیم و به سختی می‌توانیم مشتری را از بازارهای دیگر به بازار سرمایه جذب کنیم. در مدل صندوق‌های با درآمد ثابت ما موفقیت‌های زیادی داشته‌ایم چرا که ریسک کمتری دارد. فضای سرمایه‌گذاری باید آنقدر جذاب باشد که افراد بتوانند ورود کنند و لطمه‌هایی که در سال‌های گذشته به لحاظ اعتماد مردم وارد شده کار را سخت‌ترکرده است. بنابراین هر چقدر ابزارها توسعه یابند و نظارت درستی صورت بگیرد و عملکردها هم بهتر شود، خود به خود افرادی که اطلاعات حتی نسبی نسبت به این ابزارها دارند کم کم جذب می شوند. سبدگردانی چندان صنعت بزرگی نیست و نهاد مالی است که هنوز جایگاه آن مستحکم نشده است. در کشورهای توسعه یافته شرکت‌های مدیریت سرمایه جایگاه بسیار خوبی در بازار سرمایه دارند به طوری‌که ۲۰ تا ۳۰ درصد کل سهام شرکت های پذیرفته شده را در اختیار دارند و شرکت‌های بسیار مهم و تعیین‌کننده‌ای هستند. عمدتاً منابع مالی آنها از سوی افراد حقیقی تامین شده که به صورت خرد جذب بازار شده است.

* از زمان ریزش بازار در سال ۹۹، حجم زیادی از نقدینگی حقیقی از بازار خارج شده است، در بستر فعالیت‌های سبدگردانی چگونه می‌توان اعتماد را به بازار باز گردانید؟
باید تا حد امکان خدماتی را که می‌توانیم به مشتریان ارائه دهیم، متنوع کنیم. ابزارهای پوشش ریسک و بحث آموزش که وظیفه ذاتی نهادهای مالی است و همینطور تسهیل ارائه خدمات اهمیت دارد. مثلا ما می‌توانیم به عنوان شرکت سبدگردانی فرآیند ایجاد سبد و شناسایی توسط مشتری را فراهم کنیم و ابزارها را تا جایی که امکان دارد توسعه دهیم ولی همه اینها متاثر از متغیرهای کلانی هستند که فعلاً در خصوص آنها ابهام و عدم اطمینان زیادی وجود دارد. اگر ما در یک بازار به اصطلاح «جنس جور» داشته باشیم و سرمایه‌گذار بداند که می‌تواند پول خود را آناً از یک بازاری مثل سهام خارج کرده و وارد صندوق با درآمد ثابت کند و از صندوق درآمد ثابت وارد بازار کالایی کند و مثلا طلا یا زغفران بخرد و فرض کنید طبقه دارایی‌ها زیاد و متنوع باشند و شما بتوانید همه آنها را در کد بوررسی خود داشته باشید، تحت این شرایط کمتر اتفاق می‌افتد که پول از بازار خارج شود ولی ما شاهد هستیم که این ابزارها موازی با سهام توسعه نیافته‌اند. وقتی شخصی پول خود را از بازار سهام خارج می‌کند و می‌خواهد وارد بازار طلا شود عملاً مطابقتی وجود ندارد و شناخت و آموزش کافی هم در این خصوص وجود ندارد. بنابراین ما به عنوان یک شرکت سبدگردان، هم بخش آموزش و هم بحث تکمیل کردن خدمات را بر عهده داریم و حتی می‌توانیم ابزارهایی را به سازمان بورس پیشنهاد داده و بخواهیم آنها را ایجاد کند و در بخش کلان هم باید همه چیز با هم مطابقت داشته باشد تا اتفاقات مثبتی حاصل شود.

* مهمترین ریسک‌های موجود در بازار سرمایه که فعالیت در آن را تهدید می‌کنند، چیست؟
به نظر من در حال حاضر مهمترین ریسک‌های پیش‌روی بازار سرمایه، ریسک‌های سیاسی، ریسک نرخ بهره و متغیرهای تاثیرگذار بودجه ۱۴۰۲ بر بازار سرمایه است.

* برخی معتقدند سطح و میزان دسترسی به اطلاعات بازار کافی نیست. به بیان دیگر، بازار از شفافیت اطلاعاتی کافی برخوردار نیست؛ نظر شما در این باره چیست؟
کارایی بازار به لحاظ اطلاعاتی یعنی اطلاعات در دسترس همگان به صورت یکسان و به موقع قرار بگیرد و تمامی اثرات این اطلاعات به صورت آنی در قیمت سهام منعکس شود. به عنوان مثال یک شرکت خبر خوبی دارد یا قرارداد خوبی را منعقد کرده که روی سود آن تاثیر دارد. این اطلاعات باید به صورت یکسان در دسترس همه قرار بگیرد و همه با هم از آن منتفع شوند. برعکس آن هم وجود دارد یعنی افرادی از اطلاعات با خبر هستند و عده‌ای از آن خبر ندارند، قیمت هم کم کم دارد بالا می‌رود و زمانی که آن قرارداد افشا شود عملاً دیگر اثر آن از بین رفته و یک عده سود خود را حاصل کرده‌اند. در خصوص به موقع بودن اطلاعات و اینکه به صورت عادلانه در اختیار همگان قرار بگیرد، ما در قسمت دوم آن ضعف داریم و اصطلاحاً نشت اطلاعاتی در آن بخش خیلی زیاد است. در مقالات علمی که منتشر شده، همه تایید می‌کنند قبل از انتشار اطلاعات، چه مثبت چه منفی، اثر آن را بر روی قیمت گذاشته شود و متاسفانه ما به لحاظ علمی در آن سه طبقه کارایی بازار در هیچ طبقه قرار نداریم و بازار ما به لحاظ اطلاعاتی کارایی لازم را ندارد.

* عرضه‌های اولیه از جمله فعالیت‌هایی است که به پویایی بازار کمک می‌کند،دلیل کاهش این فعالیت در بازار ایران را چه می‌دانید؟
هر چقدر نقدینگی و ارزش معاملات در بازار بیشتر باشد، عرضه‌های اولیه هم مورد استقبال قرار می‌گیرند، بنابراین برای اینکه هر عرضه به صورت موفق صورت بگیرد باید در روز اول برای آن خریداری وجود داشته باشد، ضمن اینکه عرضه‌های اولیه اصطلاحاً بر روی بازدهی سایر دارایی‌ها اثر منفی دارند، یعنی وقتی یک شرکت با ارزش متوسط یا حتی بزرگ در بازار عرضه شود، هم ارزش معاملات سایر سهام را تحت تاثیر قرار می‌دهد و هم بازدهی آنها را چرا که خیلی‌ها دوست دارند سهام خود را بفروشند و ipo‌ایی را بخرند که احتمالاً بازدهی نسبتاً خوبی داشته باشد. ضمن اینکه عرضه اولیه باید همیشه در بازار وجود داشته باشد از این جهت که تعداد ناشرینی که در بازار وجود دارند، افزایش یابد و نیز سبب عمق بخشیدن به بازار شود. اما دلیل اصلی کاهش فعلی این است که نقدینگی کافی برای خرید عرضه اولیه وجود ندارد.

* درباره صندوق‌های شرکت سبدگردان اندیشه صبا توضیح دهید؟
در حال حاضر سه صندوق فعال در این شرکت وجود دارد که دو تای آن صندوق با درآمد ثابت هستند شامل صندوق توسعه تعاون صبا که تقریبا هشت هزار میلیارد تومان دارایی تحت مدیریت آن است و تقسیم سود ماهانه در این صندوق صورت می‌گیرد و شیوه سرمایه‌گذاری آن صدور و ابطال است. صندوق دوم، صندوق اندیشه ورزان صباتامین با نماد اوصتاست که تقریبا چهار هزار و سیصد میلیارد تومان دارایی تحت مدیریت آن است. این صندوق از نوع ETF با انباشت سود است. صندوق سوم سهامی مشترک صباست که دویست و بیست میلیارد تومان دارایی تحت مدیریت آن است. صندوق طلای صبا که موافقت اصولی و ثبت و تمامی مراحل آن در حال انجام است، در حال حاضر در مرحله پذیره‌نویسی قرار دارد که با رقم صد میلیارد تومان پذیره‌نویسی آن انجام خواهد شد. موافقت اصولی صندوق اوراق دولتی نیز اخذ شده است.

* آیا تعداد شرکت‌های سبدگردانی در بازار کافی است؟
تقریباً ۱۲۰ نهاد مالی در بازار سرمایه فعالیت می‌کنند که می‌توانند کار مدیریت دارایی را انجام دهند. با توجه به درصدهایی که قبلا گفته شد اگر بخش درآمد ثابت را فاکتور بگیریم عملاً در این حوزه هیچ اتفاق خاصی نیفتاده است. ما با بازاری روبه‌رو هستیم که بزرگ کردن آن مستلزم انجام سرمایه‌گذاری‌های کلان است یعنی اگر از نظر سواد مالی که از دوران مدرسه آغاز می‌شود، در سطح جامعه بر روی آن کار و هزینه آموزشی بسیار زیادی انجام شود و آن بحث اعتماد از دست رفته را حل کنیم و در طرف دیگر قوانین و مقررات بازنگری و زیرساخت ها و ابزارهای سرمایه‌گذاری توسعه داده شود. بنابراین در حال حاضر شرکت‌های سبدگردانی به طور کلی از تعداد کمی بر خوردارند و هر چقدر شرکت‌ها و افراد زبده در این حوزه وارد شوند، می‌توانند مسیر سرمایه‌گذاری غیرمستقیم را در بازار هموارتر کنند.

* با توجه به ابهامات موجود، آینده بازار سرمایه را چگونه ارزیابی می‌کنید؟
بازار ما مدت مدیدی است که در وضعیت ابهام قرار دارد و نوسانات جزیی که وجود دارد، تقریبا به اخبار مثبت و منفی در خصوص بحث برجام و گشایش‌های سیاسی است که قرار است در کشور اتفاق بیفتد و در حال حاضر مشمول زمان شده و هر چقدر این ابهامات طولانی‌تر باشند اثر منفی بر روی بازار ما خواهد داشت. با فرض اینکه این ابهامات و بحث‌های سیاسی ادامه‌دار خواهند بود، بازار ما می‌تواند از بحث سطح نقدینگی جامعه، تورم و بحث دلار متاثر شود، هر چند که این رشد واقعی نیست، چرا که اگر برجام اتفاق بیفتد واقعاً گشایش سیاسی ایجاد می‌شود و شرکت‌ها طرح‌های توسعه جدیدی خواهند داشت و جریان نقدینگی خوبی در آینده ایجاد می‌کنند، اما مانند سنوات گذشته خاصیت سپر تورمی بودن سهام اتفاق خواهد افتاد، هر چند این فرآیند طولانی شده و یکسری رکوردهای تازه‌ای در حال شکل گرفتن در بازار است هم به لحاظ ارزش معاملات هم به لحاظ طول دوره اصلاح و شدت اصلاح. در ۱۴ تا ۱۵ سال گذشته ما امسال بدترین تابستان بورس را داشته‌ایم. در آینده بازار سرمایه رشدی را ناشی از تورم و افزایش ارزش دلار خواهد داشت که می‌توان روی بازدهی بازار حساب کرد، در حال حاضر ما از تمام بازارهای موازی مانند مسکن، طلا و دلار که بررسی می‌کنیم، عقب هستیم و بازار سهام کمترین بازدهی را داشته است اما سهام خوبی هم در این بازار وجود دارد، سهامی که متعلق به شرکت‌هایی است که سال‌هاست در این شرایط دارند کار می‌کنند و کاملاً با این شرایط سازگار شده‌اند و سود نیز می‌سازند و دارای ارزش افزوده هم هستند و p به E بسیار پایینی هم دارند. اگر بخواهیم بازار سهام را با بازارهای دیگر مقایسه کنیم، به نظر ارزنده‌ترین بازار است و این موضوع را سرمایه‌گذاران در آینده خواهند دید و اگر بحث‌های سیاسی کمی مثبت شود این اتفاق با سرعت بیشتری اتفاق می‌افتد.

* در صورت تحقق و عدم تحقق برجام کدام صنایع پیشتاز هستند؟
اگر برجام تحقق یابد به نفع بازار سرمایه خواهد بود با این‌حال اگر برجام کارکرد اقتصادی-مالی داشته باشد برای اقتصاد ما می‌تواند تاثیر مثبت زیادی داشته باشد و برآیند برجام همان رشد واقعی خواهد بود که ممکن است در بازار سرمایه اتفاق بیفتد. بسیاری از شرکت‌ها در فروش محصولات خود تخفیف‌های بسیار بالایی می‌دهند تا بتوانند محصول خود را بفروشند. اگر برجام اتفاق بیفتد و با فرض اینکه ارزش دلار مقداری کاهش یابد، قاعدتاً شرکت‌های خودرویی، بانکی حتی صنعت پتروشیمی و فولادی که در واقع بحث هزینه‌های فروش صادراتی آنها مطرح است نیز از تحقق برجام متاثر می‌شوند. از سوی دیگر اگر برجام محقق نشود، دلار به همراه نقدینگی و تورم افزایش زیادی پیدا می‌کند. از طرف دیگر متغیرهای سوء اقتصادی ممکن است باعث شوند بازار ما حالت صعودی داشته باشد. این بازار در سناریوهای مختلف می‌تواند بازاری باشد که در داخل آن سرمایه‌گذاری صورت بگیرد. اگر برجام صورت بگیرد اولین قراردادها در صنعت خودرو منعقد می‌شود. هرچه‌قدر سبد فروش این شرکت‌ها بزرگتر باشد و بتوانند خودروهای با کیفیت تولید کنند، حاشیه سود بیشتری خواهند داشت. اگر شرکت‌ها بتوانند محصولات باکیفیت‌تر و جدیدتر و با حاشیه سود مثبتی بسازند، سود بیشتری نیز می‌سازند. اگر در بورس کالا هم فروش به شکل کلی بر روی خودروهای پرتیراژ اتفاق بیفتد، می‌تواند شرکت‌های خوردرویی را متحول کند. بانک‌ها اگر تعاملات مالی خود را درست کنند جزء صنایع پررونق می‌شوند. بنابراین اگر برجام اتفاق بیفتد و دولت از محدودیت‌ها و کسری‌هایی که با آن مواجه است رها شود، دست از سر خیلی از صنایع برمی‌دارد و شرکت‌هایی که دچار قیمت‌گذاری دستوری هستند گشایشی برای آنها اتفاق می‌افتد و یا به سود قبلی خود می‌رسند. اگر برجام حاصل نشود، شرکت‌های دلاری و صادراتی و در راس آن شرکت‌های پتروشیمی و فولادی و پالایشی که از دلار متاثر می‌شوند، می‌توانند صنایع پررونق باشند.

* نزدیک به یک سال و نیم از شروع فعالیت شما می‌گذرد؟ در این مدت با چه دشواری‌هایی روبه‌رو بوده‌اید؟
ما تقریبا از تیرماه ۱۴۰۰ مجوزهای خود را دریافت کردیم و شروع فعالیت ما در بازاری بود که بعد از سقوط‌های شدید بازار از سال ۹۹ و بعد از آن هم ریزش‌های شدیدی که در سال ۱۴۰۰ داشت، شروع شد. تقریبا در یک سال و نیم گذشته که عملکرد بازار را می‌بینیم برآیند نوسانات نزدیک به صفر بوده است، یعنی اگر کسی طی یک سال و نیم گذشته زمان‌بندی دقیقی برای ورود و خروج به موقع از بازار انجام نداده باشد و سهام خود را نگهداری کرده باشد، عملا هیچ بازدهی کسب نکرده و اگر بازدهی حقیقی آن را با تورم در نظر بگیریم، خیلی نسبت به بازارهای رقیب عقب افتاده است. فعالیت اصلی سبدگردان اندیشه صبا در بازار سرمایه بر روی سرمایه‌گذاری غیرمستقیم متمرکز است. ما متاثر از این روند دچار چالش‌های زیادی شده‌ایم، حتی اندک سبدهایی که توانستیم در طول این مدت جذب کنیم کار را برایمان سخت کرده است. عدم اطمینانی که در سرمایه‌گذاران ایجاد شده و عدم اطمینان فعلی که در بازار سرمایه وجود دارد بیشتر متاثر از عوامل سیاسی و اقتصادی است و تا زمانی که این فضا وجود داشته باشد و بحث سرمایه‌گذاری غیرمستقیم در ایران آنچنان توسعه یافته نباشد، عملا شرکت‌های سبدگردانی روزهای خوبی را پشت سر نخواهند گذاشت.
اما در بحث انتخاب اسم برای شرکت‌های سبدگردان اگر بخواهیم با همین اسم آنها را بررسی کنیم، آنها را خیلی محدود کرده‌ایم. ما صرفاً شرکت سبدگردانی نیستیم، ما شرکت مدیریت دارایی هستیم که می‌توانیم مدیریت انواع ابزارهای سرمایه‌گذاری غیرمستقیم را بر عهده داشته باشیم، یعنی علاوه بر سبدهای اختصاصی، یک شرکت سبدگردانی می‌تواند انواع صندوق‌های سرمایه‌گذاری را مدیریت کند. بنابراین نامی که در حال حاضر برای آن وجود دارد بسیار محدودکننده است و انتخاب نام «شرکت‌های مدیریت دارایی» انتخاب مناسب‌تری است. شرکت‌های مدیریت دارایی با اینکه در حوزه سبد وضعیت خوبی نداشته‌اند، اما تمرکز خود را روی صندوق‌های سرمایه‌گذاری گذاشته و بیشتر از این صندوق‌ها منابع را جذب می‌کنند. سبدهای اختصاصی خیلی وضعیت جالبی برای ما نداشته است. در سمت صندوق‌های سرمایه‌گذاری مخصوصاً صندوق‌های با درآمد ثابت وضعیت متفاوت بوده و با توجه به ریسک‌هایی که در بازار سهام می‌بینیم و عدم اطمینانی که وجود دارد، بیشتر منابع مالی فعالان بازار سرمایه عمدتاً به سمت صندوق‌های درآمد ثابت حرکت کرده و باعث شده که ما در آن بخش از رشد خوبی برخوردار باشیم، ضمن اینکه ما موفق شدیم مجوزهای جدیدی شامل صندوق طلای صبا را که به زودی پذیره‌نویسی می‌شود، صندوق اوراق دولتی و چند صندوق دیگر که قرار است راه‌اندازی شوند، دریافت کنیم.

* جایگاه سبدگردان اندیشه صبا را در بازار سرمایه ایران تبیین کنید؟
شرکت‌هایی که در حوزه سرمایه‌گذاری غیرمستقیم مدیریت دارایی انجام می‌دهند، علاوه بر شرکت‌های سبدگردان، شرکت‌های تامین سرمایه، مشاوره سرمایه‌گذاری و تا حدودی کارگزاری‌ها هستند که هنوز صندوق‌های خود را به شرکت‌های سبدگردان منتقل نکرده‌اند. سبدگردان اندیشه صبا با ۱۲ هزار میلیارد تومان دارایی تحت مدیریت، جزء ده شرکت اول مدیریت دارایی است و با اضافه شدن صندوق‌هایی که قبلا مطرح کردم، حضور خود را در این لیست مستحکم‌تر خواهد کرد. در بین شرکت‌هایی که صرفاً با نام سبدگردان فعالیت می‌کنند، ما چهارمین شرکت هستیم که انتظار داریم در آینده با افزایش دارایی های تحت مدیریت به ۲۰ هزار میلیارد تومان، جزء سه سبدگردان بزرگ کشور باشیم.

  • منبع: هفته نامه اطلاعات بورس شماره ۴۶۵

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

همچنین ببینید
بستن